کوفت عجیبی به نام فیس بوک

کوفت عجیبیه این فیس بوک . به نظر میاد که میتونه از تنهایی آدم کم کنه، چون می تونی در هر لحظه ای بگی که کجایی و چه می کنی و چه حسی داری و بالاخره از بین دوستان دور و آشنای لیست بلند بالا، چند نفری با لایک و کامنت، همراه فکر و احساست میشن .
بعد پنجره اش رو میبندی . دوباره چک می کنی و میبینی هنوز تنهایی!
برای چند لحظه و دقیقه البته، تنها نبودی . ولی پنجره رو می بندی و بعد دوباره تنهایی ! بعد ممکنه معتاد بشی. به این که پنجره رو نبندی. یا هی ببندی و دوباره باز کنی، چون از تنهایی می ترسی.
ولی آدم باید از خودش بپرسه، آخرش که چی . بهتر نیست آدم تنها باشه و بدونه تنهاست و باهاش کنار بیاد، تا اینکه مدام در فراری باشه که فرار نیست، که راه در روییه که برت میگردونه به همونجایی که بودی، که بهت توهم نجات میده اما نجاتت که نمیده هیچ، اسیرت هم می کنه …بهتر نیست واقعا؟ 

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: