Archive for ژانویه 2014


30 ژانویه 2014

از خودم میام بیرون . میرم میشینم یه کمی دورتر و خودم رو تماشا می کنم . میبینم که کاری که پی ام اس با من می کنه، هیچ ستم کار نکرد! خودمو میبینم که خسته و دردآلوده و بی حوصله و کسلم . دلیلش رو هم می دونم . اما نمی تونم کمکی بکنم . برمیگردم به خودم . یه نوازشی به سر خودم بکشم باید . محض کمک!

Advertisements


29 ژانویه 2014

من معولا چیزهایی که نمیتونم داشته باشم رو نمیخوام !
یعنی مثلا ،با اینکه ساعت بازم، و با اینکه ساعت های رولکس خیلی قشنگ هستن، اما دلم نمی خوادشون .
فکر کنم با اینکارم سعی می کنم از خودم و احساساتم محافظت کنم. چون دلم نمی خواد که بخوام و دستم بهش نرسه .. از یه طرف خب خوبه . چون دردم نمیگیره! 
از یه طرف اما فکر می کنم که، جاه طلبیم کجا رفته ؟


20 ژانویه 2014

ازدلتنگی و تنهایی و تنبلی هر کاری با خودش می کنه آدم.

خودم رو پیچیدم لای چادر نماز و ادای آدمای افسرده در آوردم . دنبال موبایلم گشتم و پیداش نکردم . با خودم فکر کردم که منم مثل موبایلم گم شدم . تا وقتی کسی به موبایلم زنگ نزنه و موبایلم پیدا نشه، منم پیدا نمیشم

البته که چند دقیقه بعد پیدا شدم و از تخت اومدم بیرون

شاید گرسنه ام ؟ شاید باید برم دستشویی؟

شاید هم فقط باید از خونه پامو بذارم بیرون که حالم بهتر بشه!!