معضل خواب

از یه جایی از شب که میگذره، هرچقدر هم که خسته و داغون باشم، پا نمیشم برم بخوابم ! همش فکر میکنم که خب دیگه، فردا صبح رو که از دست دادم، بذار حداقل الانو بیدار باشم و کار کنم !
خلاصه که مشق آمارم رو نوشتم و تموم شد . یه نگاهکی فردا میندازم ودستی به سرو گوشش می کشم بعد سابمیت میکنم . همین امشب دو تا سوتی بزرگ دادم بودم انقد که گیج و خوابالوده بودم ، خدا میدونه چند تا سوتی دیگه دادم و نفهمیدم .
یه جورایی کرم دارم اصن انگار. به قول خانوم کره، «تو اولیه ترین نیاز هات رو برآورده نمی کنی» که یکیش هم اینه که برم بخوابم وقتی خوابم میاد!!

رفتم ..

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: