گرداب

یه چرخه معیوبی هست بین دلتنگی و فشار کار ها! هیچ وقت متوجه نمیشم که کدومش اون یکی رو تشدید می کنه .یا باعث شروعش میشه حتی .

نگران کارهام که میشم، فشار که روم زیاد میشه، شروع میکنم به دلتنگ شدن، به نگران هزار تا چیز شدن، به فکر کردن و فکر کردن و فکر کردن، به چیزهایی که باعث نگرانی و دلتنگی میشن!! همه چی نوستالژیک به نظرم میاد. دلم برای همه چیز و همه کس تنگ میشه. بعد همه اینا باعث میشه که نتونم تمرکز کنم. نتونم کار کنم. کار هام بیشتر میشه و فشارش بیشتر و وقت کمتر و من دلتنگ تر و نگرانتر و …

این چرخه همینجوری میچرخه و من تو گردابش فرو میرم …

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: