آدم گاهی دلش می خواد «شادی» نباشه

کاش می شد یک چند روزی

یا اگرنه، فقط چند ساعت

خودم نباشم

بیایم بیرون از شادی

با همه خوبی ها و بدی هایش

یک آدم دیگری بشوم

ببینم دنیا چه رنگی است وقتی

نگران همه نگرانی ها نباشی

وقتی برای یک دوست، «هر» کاری نکنی

دوست دارم بدانم چه حسی دارد اگر

برایت مهم نباشد که فلانی زنده است یا مرده

و ببینم که آیا هیچ حس بدی می آید سراغت

اگر آدم ها سر قولشان نایستند ؟

و احساسات جریحه دار می شود، به اندازه شادی، آیا

وقتی بی توجهی و بی مهری می بینم؟

دوست دارم بدانم بقیه مردم دنیا هم

همینقدر به رابطه هایشان اهمیت می دهند ؟

یعنی همه می گذارند روی تخم چشمشان رابطه را

که نیفتد، نشکند، خدای نکرده دل آن دیگری نلرزد ؟

دوست دارم برای چند روز

یا حتی چند ساعت

رها شوم از قید و بند فکر ها و احساسات و نگرانی هایم

بروم یکی دیگر باشم …

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: