بامزه کوچولو بغض داره. با من هم حرف نمی زنه.هرچقدر ازش می پرسم که چی شده عزیزم؟ چی شده کوچولو؟ چی ناراحتت کرده؟کی دلت رو شکونده؟هیچی می گه .. هی چشماش پر از اشک می شه، با گوشه آستینش چشماش رو پاک می کنه و با انگشتاش بازی می کنه … بعضی وقتا، برای اینکه شیطون کوچولو نبینه که داره غصه می خوره، پا میشه لی لی بازی می کنه، بعد اما دوباره پییییس میشه ، میشینه سرجاش … نمی دونم چی می خواد، یا چی آرومش می کنه .. انگاری با همه دنیا قهره .. مثلآ، فکر می کنه که شاید اگه با نسیم حرف بزنه حالش بهتر بشه، اما حتی با اون هم آشتی نیست انگار. طفلکی نسیم که کاری نکرده .. الان دیگه اصن حرف هم نمی زنه .. به من هم میگه دیگه تایپ نکن .. من نمی خوام با من هم قهر کنه .. خدافظ!

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: