تعادل

انگار که دم(به ضم د) زندگیم رو، بریده باشم. یا دم احساسات و عواطف و افکارم رو. یا اصلا دم خودم رو! همونطور که گربه بی دم تعادل نداره، منم تعادل رو از دست می دم. نمی تونم یه بالانس ایجاد کنم بین تفریح و درس، بین دوری و دوستی، بین خواب و بیداری حتی! راه دور لازم نیست برم .. همین ساعت خوابیدن و بیدار شدن و اینکه خسته ام اما نمی خوابم و به اندازه کافی خوابیدم اما بیدار نمی شم !
بعد.خب اساسآ این و‌یژگی منفی هستش. و شاید خیلی ها هم ادچارش باشن. اما این که بدونی. و بفهمی که همچین عیب و ایرادی داری. و نتونی رفع و رجوش کنی ، خیلی سخت تر می کنه همه چیز رو .. راه دور نمی رم! همین الان، که این کلمه ها رو می نویسم، ۱ ساعت از نیمه شب گذشته،خواب آلوده ام، درس دارم، فردا صبح می خوام برای ۳-۴ روزبرم سفر، هنوز چمدون نبستم، و همچنان دارم تایپ می کنم ..
بد دردیه به خدا . بد دردیه!

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: